سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
95
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
دعوت عباسى به گام زدن در طرق مطمئن ادامه داد و چندى نگذشت كه امام محمد بن على عباسى در سال 124 ق پس از ابتلا به يك بيمارى سخت ، در حميمه فوت كرد . او رياست دعوت عباسى را به بزرگترين فرزندان خود ، ابراهيم ( كه ملقب به امام شد ) واگذار كرده بود . چندى بعد خليفه اموى ، هشام بن عبد الملك نيز در سال 125 ق درگذشت ، و اين مسئله براى گسترش دعوت عباسى فرصت مناسبى فراهم آورد ؛ چرا كه جانشينان هشام ، اشخاص ضعيفى بودند و در اين دوره ، آشوب و فتنه سراسر سرزمينهاى خلافت اموى را فراگرفت . در اين شرايط ، رابطهء بين امام ابراهيم و داعيانش در خراسان به سادگى ميسّر شد . قيامهاى شيعى در عهد دو خليفه اموى ، وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد متوقف شد ، اما در خلافت ابراهيم بن وليد ، هنگامى كه وى با مروان بن محمد بر سر خلافت كشمكش مىكرد ، حركت علوى جديدى رخ داد . « 1 » و « 2 » قيام شيعيان به رهبرى عبد اللّه بن معاويه حركت شيعى جديدى به رياست عبد اللّه بن معاوية بن عبد الملك بن جعفر بن ابى طالب به وقوع پيوست . « 3 » ابو الفرج اصفهانى او را چنين توصيف مىكند : « وى مردى بخشنده و دلاور و شاعرپيشه بود . » در همان حال ، او را شخصى بدرفتار معرفى مىكند كه مذهب درستى ندارد و گرداگردش را افراد لاابالى گرفتهاند . اصفهانى حتى او را به زنديق بودن
--> ( 1 ) . در اين مبحث ، نويسنده همه جا از قيام عبد الله بن معاويه به عنوان حركتى علوى ياد نموده و شخص وى را علوى معرفى كرده است ، درحالىكه نسبت عبد الله به جعفر بن ابى طالب مىرسد و نگارنده از باب مسامحه در تعبير ، او را يكى از علويان دانسته ، ليكن « طالبى » تعبيرى عام براى فرزندان ابو طالب ، و علوى براى فرزندان على عليه السّلام است ، همانگونه كه نسبت « عباسى » خاص فرزندان عباس بن عبد المطلب است . ( مترجم ) ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 9 ، ص 49 . ( 3 ) . جعفر بن ابى طالب از سابقان در اسلام و در رأس مهاجران به حبشه بود و مسئوليت بازگويى عقايد اسلام را براى نجاشى ، در آن زمان كه قريش هيئتى را به رياست عمرو بن عاص براى بازگرداندن مهاجران فرستاده بود ، به عهده گرفت . جعفر در راه اسلام ، جهاد كرد تا در جنگ موته شهيد شد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى او بسيار گريست . ( ابن حزم ، الفصل فى الملل ، ج 2 ، ص 85 / سيرة ابن هشام ، ج 1 ، ص 265 ، 358 به بعد )